کد خبر : 94514
تاریخ انتشار : یکشنبه 6 خرداد 1403 - 15:04
4 بازدید بازدید

سوزناک ترین مجموعه متن روضه شهادت امام جواد (ع)

سوزناک ترین مجموعه متن روضه شهادت امام جواد (ع)

متن روضه شهادت امام جواد (ع) / متن روضه برای شهادت امام جواد (ع) / متن روضه شهادت امام محمد تقی (ع) / روضه شهادت امام جواد (ع) / متن روضه درباره شهادت امام جواد (ع)

۴۵ / ۱۰۰

متن روضه شهادت امام جواد (ع)

در این مقاله از مجله اینترنتی  اسکیمو،  مجموعه ای از متن روضه شهادت امام جواد (ع) را برای شما عزیزان آورده ایم. با ما همراه باشید.

متن روضه شهادت امام محمد تقی (ع)

امروز امام رضا عزا دار است ، اگر با دیده دل نگاه کنی امروز ثامن الحجج گریان است در غم میوۀ دلش جوادالائمه ، بگو آقا آجرک الله ، آخر روز شهادت میوۀ دلش امام جواد ، جوان از دست داده آن هم جوانی مثل جواد الائمه ، در شهر غربت ، با لب تشنه ، در حجره در بسته ، بگو امام رضا میوۀ دلت را با لب تشنه شهید کردند .

اما کربلا جوان امام حسین علی اکبر را از دم شمشیر و نیزه ، تا حسین فاطمه ناله علی اکبررا شنید با عجله آمد، یک قدری امام حسین به آن بدن نگاه کرد نشست کنار بدن ، سر علی را به دامن گرفت ، دلش آرام نشد ،

سر جوانش را به سینه چسبانید دلش تسلی پیدا نکرد ، همه دارند نگاه می کنند ببینند حسین با علی اکبر چه می کند ، یک وقت دیدند خم شد صورت به صورت علی گذاشت ، هی صدا می زد ، میوۀ دلم علی .

لب گشا حرف بزن ، من به فدای سخنت

مخفی از عمه تو ، بوسه زنم بر دهنت

از همین جا دلت را روانه آن حجره ای کن که امام جواد میان حجره افتاده بود، از سوز زهر به خود می پیچید، امّا کشنده تر از این زهر ، زهر بی وفائی همسرش بود، بمیرم برات آقا، محرمی نداشتی، چه کشید جواد الائمه، آن ساعتی که دید امُ الفضل دَرِ حجره را بست ،

کنیزانش را جمع کرد و گفت : شادی کنید تا کسی صدای نالۀ امام را نشنود، بعدِ شهادت هم دستور داد بدن امام را بالای بام مقابل آفتاب قرار دهند، اما کبوتر ها می آمدند بالهاشون را به هم می دادند تا آفتاب به این بدن نتابد، اما عاشقان امام جواد، این بدن دیگه برهنه نبود، این بدن دیگه بی سر نبود ، این بدن پاره پاره نبود.

رحمت خدا بر این ناله ها، ای دلهای آماده، بمیرم برای عزیز فاطمه حسین، که دخترش بدن بابا را نشناخت، صدا زد عمه این بدن کیه که داری دردو دل می کنی؟ فرمود: سکینه جان این بدن بابایت حسینِ، همه صدا بزنید حسین جان …

من از زهر نسوختم،من و هلهله ی این زن ها آتیش زد،هلهله کردن،کف زدن،یکی از این کنیزها دلش به رحم اومد،میگن این ظرف آب رو برداشت،آورد،همچین که رسید جلو در،ام فضل ملعونه، دستش رو گرفت،گفت:کجا میبری؟گفت:مگه نمی شنوی داره میگه سوختم،ظرف آب رو ازش گرفت رفت،

تو حجره،میگن آب رو جلوی امام جواد،ریخت رو زمین،گفت:میخوام جیگرم خنک بشه،یه نفر دلش سوخت،برا امام جواد آب آورد،کربلا هم یه نفر دلش سوخت،اما یه خورده دیر آورد،همچین که رسید دید هلال ، نانجیب داره از گودال بالا میاد،کجا داری میری،دارم برا حسین،آب میبرم، نمی خواد ببری خودم حسین رو سیراب کردم،میگه دیدم سر بریده حسین رو بالا آورد،همه بگید حسین……..

امروز برای غربت میوۀ دل ثامن الحجج ، امام جواد گریه کنید ، امام رضا (ع) فرمودند : پسرم (جواد)
به جور و ستم کشته خواهد شد ، اهل آسمانها بر او خواهند گریست ۱ بگو آقا ترا به جان جوادت نظری به این مجلس ما کن .

درست امام حسن مجتبی هم در خانه غریب بود ، همسرش قاتلش بود،اما پرستاری چون زینب کبری داشت، کنار بسترش ابی عبدالله بود ، قمر بنی هاشم بود .
اما قربان غربت امام جواد ، کسی کنار بسترش نبود ، هی صدا می زد جگرم ، آیا به او آب دادند ؟ نه والله ،
آن زن ملعونه دستور داد کوزه های آب را جلوی چشمش شکستند ، مثل جدش حسین تشنه جان داد

امشب باید یه جوری دل امام جواد علیه السلام رو بدست بیاری،همه ی اهلبیت یه طوری روضه ی مادر رو خوندن،اما هیچ کدوم مثل امام جواد علیه السلام، توی چهار ساله گی روضه نخوندن.

گفت دیدم هی رو زمین می کوبه،پهلوی امام رضا، هی میگه:می کُشمتون، آتیشتون می زنم،امام رضا علیه السلام فرمود:عزیز دلم،چشات دو تا کاسه ی خون شده،چه کسی رو می خوای بکشی،چه کسی رو می خوای آتیش بزنی،یه نگاه به امام رضا کرد، عرضه داشت بابا من یه سئوال از شما می کنم، بابا گناه مادرم چی بود؟ چرا مادرم رو زدند ؟اگه می خوای دل امام جواد رو بدست بیاری،چند خط از زهرا بخونیم.

برگ آلاله کجا
سیلی نا مرد کجا

یه پدر وقتی بخواد بچه رو آروم کنه،شبها براش قصه میگه،از روز اول جوادش رو آروم میکرد،میگفت:پسرم،یه روزی مدینه،ریختن در خونه مون رو آتیش زدن،برای همین بود هی میزد روی این خاک ها،موفق دوید ،گفت:امام رضا، جواد خورده زمین داره گریه میکنه،حضرت،اومد گفت:عزیز دلم چی شده این جور گریه میکنی؟گفت:بابا الان خوردم زمین،پهلوم درد گرفت.آخ مادر……. هر جا نشستی بلند صدا بزن یازهرا

متن روضه شهادت امام جواد (ع)

متن روضه شهادت امام جواد (ع) از محمدرضا طاهری

بسم الله الرحمن الرحیم

اللّهمّ صلّ علی فاطمه و أبیها و بعلها و بنیها و السّرّ المستودع فیها بعدد ما أحاط به عِلمُک.و لعن اعدائهم بعدد ما أحاط به عِلمُک.

اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ ……….

راحتم از شر این دنیای ماتم خیز کن

التفاتی هم به این باران حزن انگیز کن

من بیابانم، تو اما آسمان رحمتی

گوشه چشمی بر من ِ بی حاصل ِ بی چیز کن

اِنتقم یا مُنتقم، بیش از تمام کارها

ذوالفقارت را برای آن دو قاتل تیز کن

ای فدای پلک های زخم دار روضه ات

اندکی از گریۀ روز و شبت پرهیز کن

حرف دل همه ی گریه کن های جواد الائمه امشب اینه:

یک سلام بر حسینم را بگیر و در عوض

در حساب من هزاران حج واریز کن

متن سینه زنی شهادت حضرت زهرا (س) - مرگ مثل گل شبو می شد

برابری میکنه یه سلام به ابی عبدالله با هزاران حج ، نه هر حجی،فرمود:حجی که در رکاب امام زمانت باشی

من مریض دوری از شش گوشه هستم ای طبیب

پس برایم تا محرم یک کربلا امضاء کن

حسین…….

خیلی ها هنوز وارد روضه نشدیم دارند گریه می کنند،اگر از تک تک شما علت رو سئوال کنیم، میگید ارباب، حسین جان، محرمت داره میآد، نمی دونم امسال می تونم خوب برات نوکری کنم یانه؟

میزنه قلبم، داره میاد دوباره باز بوی محرم

خدا برس به دادم، که شدم دیوونه ی دیوونه

حسی غریب دور و برم را گرفته است

دلت رو بفرست امشب ان شاءالله تو حرم آقا جواد الائمه.اونایی که کاظمین نرفتن، راهش اینه امشب بایست رو به حرم امام رضا علیه السلام بگو:آقا تو رو به حق جگر گوشه ات. فرمود: اگر گره ای به کارت بود رفتی حرم امام رضا علیه السلام گفتی به حق جگر گوشه ات جوادالائمه بدون ان شاء الله مشکلت حله،اگر گره ای سخت بود، خیلی سخت بود بگو:آقا به حق پهلوی شکسته ی مادرت. اما هر جایی حق نداری بگی.

حسی غریب دور و برم را گرفته است

آتش حوالی جگرم را گرفته است

بغضی هوای چشم ترم را گرفته است

غصه به روی شانه، سرم را گرفته است

امشب که شمع حجلۀ دارالعزا شدم

آتش به جان روضۀ ابن الرضا شدم

اذن بگیر از آقا امام رضا بگو:میخوام تو مجلس عزای جیگر گوشه ات امشب گریه کنم.

با رنج و غم گذشت همه زندگانی اش

خون گشت لحظه لحظه دل آسمانی اش

قاتل نشسته فاتحه خوانه جوانی اش

له کرد زیر پای حسد مهربانی اش

ای نور چشم فاطمه، عالم فدای تو

ای حضرت جواد بمیرم برای تو

بی فایده است با تو مدارا نمی کنم

مظلوم تر از تو که پیدا نمی کنم

شرم و حیا ز حضرت زهرا نمی کنم

دارند به حال محتظرت خنده می کنند

به آه پشت درت خنده می کنند

جان کند تو را به تماشا گذاشته

بر آیه آیه های دلت پا گذاشته

حالا بنای خنده و هورا گذاشته

ناخن کشیدنت به زمین جا گذاشته

بر پای کوبی است و جوابت نمی دهد

خواهش نکن که جرعه ی آبت نمی دهد

نگاه کرد میون همه ی رقاصه ها، یه عده کنیزک رو جمع کرده دارند می رقصند،پای کوبی می کنند، جلو در حجره دید یه کنیزی با ظرف آب داره میآد،میون این هلهله ها این کنیز، صدای آقا رو از کجا شنیده نمی دونم؟گفت:کجا داری می ری؟ گفت: دارم آب براش می برم،ببین چقدر جان سوز میگه:آه جیگرم.

ظرف آب رو گرفت،محکم رو زمین زد. آب می بری؟ ایستادم اینجا ببینم چه طور با لب تشنه جون میده…. فقط یه نفر صدای اربابتون رو عاشورا شنید، هلال میگه: دیدم لباش داره به هم میخوره، دلم سوخت،دیدم میگه:جیگرم داره میسوزه…حسین…

میگه:سپرم رو از آْب پر کردم،نزدیک گودال شدم، دیدم شمر این نانجیب از گودال بیرون اومد، همه بدنش داره می لرزه،یه نگاه به من کرد،گفت: کجا داری می ری هلال؟گفتم:دارم آب برا حسین می برم. گفت:بیهوده زحمت کشیدی، من حسین رو سیراب کردم،دامن نحسش رو کنار زد.

دیدم سر ابی عبدالله…حسین… گفتم:نانجیب تو که کار خودت رو کردی با این قساوت قلبت، چرا بدنت داره می لرزه، گفت: هلال گوشه ی گودال هیچ زنی نبود، اما هنوز انگار صداش تو گوشمه، دیدم یه نفر هی میگه: غریب ِ مادر….حسین…

این گونه دست و پا نزن، در بین هلهله ها

بابایت را صدا نزن، در بین هلهله ها

در حجره خورده ای زمین،یا در گودال بلا

آبی دستت نمی دهند، مانند کرببلا

گرچه دم آخر توست،آقایی و در سر تو ،فکر گدای شهر

با خنده و با کف و دست ،پشت در حجره به صف،رقاصه های شهر

نه خواهری که نوحه خوان بالا سرت باشد

نه لااقل برادری آب آورت باشد

می دونی کجا رو دیده این بیت رو آورده؟میگن آقا جواد الائمه هم مثل امام حسن، هر دو به دست همسر زهر داده شدند، اما اینجا کجا مدینه کجا، کنار بستر امام حسن یه طرف قمر بنی هاشم ایستاد،زینب کبری بالا سرش سر رو به بالین گرفته، از یه طرف اُم کلثوم ناله میزنه،از یه طرف کوه وفا حضرت ابی عبدالله داره ناله میزنه،اما جواد الائمه توی یک حجره ی در بسته، تک و تنها،یه نفر نیست سرش رو به بالین بگیره.

زیر گرمای آفتاب،می ماند پیکر تو

گیرد بال کبوتران،سایه روی سر تو

بر بام خانه لااقل صد پاره تن نشدی

پیش چشم کسی سه روز بی پیراهن نشدی

هنگام کشیدن تو، آیا سر و گردن تو،بر پله ها نخورد

قربان تو و تب تو، خشکیدگی ِ لب تو،چوب جفا نخورد

جوانی و زمان من مانند زهرایی

به خانه هم کنار یار تنهای تنهایی

غریب آقا،غریب آقا

از درد دست و پا چقدر جمع می کنی

از حجره پاره های جگر جمع می کنی

خاکستری که مانده ز پر جمع می کنی

خود را به پیش چشم پسر جمع می کنی

جان بر لبت رسیده و دیگر قرار نیست

شکر خدا که دور و برت نیزه دار نیست

در آفتاب سایه ی مادر نداشتی

دور برت غیر کبوتر نداشتی

زخم سنان و نیزه به پیکر نداشتی

چیزی برای غارت لشکر نداشتی

نور و حرارتی به خراش تنت نخورد

دست کسی به گوشه ی پیراهنت نخورد

نقش زمین شدی سرت اما جدا نشد

یک بار هم هجای تنت جابجا نشد

اعضای ریخته سر نیزه پا نشد

رزازی از قطار سُم اسب ها نشد

بعد از سه روز گریه ی هر مرد و زن شدی

در بین بوریا نه، به قرآن کفن شدی

از مدینه امام هادی اومد، راوی میگه:دم خونه ی امام هادی تو مدینه ایستاده بودم،یه مرتبه دیدم رنگ صورت آقا تغییر کرد،گفتم:آقا جان چی شده؟ امام هادی توی سن خردسالیه. فرمود:گمان کنم همین الان بابام به شهادت رسید.

از مدینه خودش رو رسوند بغداد، بدن بابا رو هر چند غریبانه، اما با احترام غسل داد،با احترام کفن کرد،ناله دارها،بنی اسد رسیدند به یک بدنی، موندند این بدن کیه؟ سر در بدن نداره،یه جای سالم به تن نیست. یه وقت دیدن یه آقایی داره میآد،

فرمود: بنی اسد کنار برید،این بدن بابای غریبم حسین ِ، این بدن رو خودم باید دفن کنم،صدا زد برید قطعه ای حصیر بیآرید. آخه این بدن به غیر از حصیر دیگه نمی تونند جابه جاکنند،بنی اسد ایستادند دیدن بدن رو روانه ی قبر کرد، اما از قبر بیرون نمیاد،

شعر و روضه ویژه شهادت امام موسی کاظم (ع)

نزدیک اومدند دیدند داره با بابا حرف میزنه، بابای غریبم حسین،رسم دین ما اینه سر میت رو روی خاک میذارند من با این بدن چه کنم؟ دیدند خم شد مثل عمه جانش زینب، لب ها رو به رگ های بریده گذاشت. هر کجا نشستید همین الان می تونید رزق محرم رو بگیرید، کربلا می خوای بری بسم الله، دلت برا حرم جواد الائمه تنگ شده بسم الله، کم نذار،هر قدر نفس داری خرج کن، صدا بزن یا حسین………………….

متن روضه شهادت امام جواد (ع)

متن روضه امام جواد (ع) از حاج مهدی سماواتی

ای انس و جان گدای تو یا حضرت جواد
شرمندۀ عطای تو یا حضرت جواد

دائم ز کار خلق گره باز می‌کند
دست گره‌گشای تو یا حضرت جواد

زیباترین دعای سماواتیان بود
مدح تو و ثنای تو یا حضرت جواد

این غم کجا برم که بسی بر تو شد ستم
از یار بی‌وفای تو یا حضرت جواد

تو در میان حجره زدی ناله و گریست
قاتل هم از برای تو یا حضرت جواد

آتش گرفت حجرۀ دربسته چون دلت
از اشک بی‌صدای تو یا حضرت جواد

قلب تو پاره‌پاره شد و شهر کاظمین
گردید کربلای تو یا حضرت جواد

بالله قسم رواست که مرغان آسمان
گریند در عزای تو یا حضرت جواد

با آن همه وفا و محبت که داشتی
شد زهر کین سزای تو یا حضرت جواد

«میثم» به ناله‌های دلت بود آشنا
شد مرثیه‌سرای تو یا حضرت جواد

((امروز امام جواد رو واسطه قرار بدیم بگیم السلام و علیک یا محمد بن علی ایها التقی الجواد یابن الرسول الله آقا جان شما بیایید واسطه بشید خدا همه ی ما رو مورد جود و بخشش قرار بده))

( خون شد از غم دل خدا جویم
درد بسیار و نیست دارویم
می فشانم سرشک و می گویم
یا جواد الائمه ادرکنی )

(( دلا رو ببریم کنار صحن و سرای باصفای امام جواد علیه السلام یه جمله ذکر مصیبت ، زهر به نازنین بدن امام جواد اصابت کرد ، میان حجره افتاده از این پهلو به اون پهلو می غلطه ناله اش بلند شد بمیرم همسرش دستور داد کنیزا اومدن پشت در حجره نشستند کف زدن و هلهله کردن گفت نمیخوام صدای ابن الرضا رو کسی بشنوه))

برون حجره همه پایکوب و دست افشان

درون حجره یکی بود و دست و پا میزد

((کربلاییا حسینیا دلاتون کجا رفت بمیرم تا دیدن حجت خدا روی زمین افتاده هلهله کردن هلهله کنان به طرف خیمه هاش رفتن هم غارت کردند هم آتش زدن))

یک خیمه نیم سوخته شد جای صد یتیم

چیزی که جا نداشت در آن خیمه چاره بود

متن روضه شهادت امام جواد (ع)

متن روضه شهادت امام جواد (ع) از حجت الاسلام رفیعی

آقایی که در کودکی یتیم شد. در سن چهار سالگی پدرش مدینه را ترک کرد، در حالی که جوادالائمه اشک می ریخت و گریه می کرد. بعضی ها به حضرت گفتند: این فرزند را با خودتان ببرید. فرمود: باید جوادم بماند.

جوادالائمه علیه السلام نزدیک سه سال پدر بزرگوارش را ندید تا روزی که خبر شهادت پدر را شنید و عزادار شد. امام جواد در کودکی یتیم شد، آن هم نه یتیمی که پدرش تا آخرین لحظه کنارش باشد، بلکه یتیمی که حداقل سه سال پدرش را ندیده بود. پدر بزرگوارش ایران بود؛ او با امام جواد در مدینه مکاتبه داشتند. گاهی نامه می داد و در نامه می نوشت: نور چشمم، میوه ی قلبم.

امام رضا خیلی به جوادالائمه علاقه داشت. خداوند این اولاد را درسن چهل یا چهل و هفت سالگی، به امام رضا داد و لذا وقتی به دنیا آمد، فرمود: با برکت تر از این مولود، مولودی به دنیا نیامده است.

وقتی به دنیا آمد، امام رضا برایش گریه کرد و فرمود: پسرم از روی غضب به شهادت می رسد. پسرم مسموم می شود. فرمود: بابی انت و امی؛ پدر و مادرم به قربانت که آسمان ها برایت گریه می کنند. اهل زمین برایت گریه می کنند. فرشته ها برایت گریه می کنند.

می دانید چه وقت این ها را فرمود؟ وقتی قنداقه امام جواد را دست امام رضا دادند. در آن موقع فرمود: پدر و مادرم به قربانت، وقتی به شهادت می رسی فرشته ها برایت گریه می کنند. اهل آسمان ها برایت گریه می کنند.

امام جواد، باب الحوائج است، مخصوصا جهت حاجت های دنیا. اگر امام رضا را به این آقازاده قسم بدهی، اگر فاطمه ی معصومه را به پسر برادرش قسم دهی، عنایت می کنند. امام جواد در دوران جوانی به شهادت رسید؛ ۲۵ سال داشت.

السّلام علیک یا اباجعفر یا محمد بن علی ایّها الجواد یا بن رسول الله. ان شاء الله برویم کاظمین کنار قبرش، و از نزدیک بگوییم: یا جواد الائمه، ادرکنی.

عزت عالمین می خواهم

طوف قبر حسین می خواهم

سفر کاظمین می خواهم

یا جوادالائمه، ادرکنی

آقا جان، ما امروز تو رت واسطه قرار دادیم. راوی می کوید: مدینه پیش امام هادی بودم، امام هادی هشت سال داشت [پدرش به شهادت رسید، در کودکی یتیم شد]، یک وقت دیدم اشکش جاری و آقا جا به جا شد. گفتم: آقا چه شد؟ فرمود: الان توفّی ابو جعفر؛ الان بی بابا شدم. الان بابام به شهادت رسید. گفتم: آقا الان شما مدینه هستید بابای شما بغداد، فاصله زیاد است!

فرمود: می دانم، به من خبر دادند پدرم غریبانه مسموم شد و به شهادت رسید. آقا جان امام هادی، خبر شهادت بابایت را این گونه فهمیدی، اشک تان جاری شد، رنگ تان تغییر کرد، قلب تان از جا کنده شد. ام کربلا می دانید خبر شهادت امام حسین را چگونه به بچه هایش دادند؟! آن زمان که سر بالای نی رفت، آسمان تیره و تار گشت، زین العابدین، امام سجاد صدا زد: عمه به خدا بی بابا شدیم. عمه به خدا یتیم شدیم!

 

متن روضه سوزناک شهادت امام جواد (ع)

الا که مظهر جود خدا یکتایی نُهم سلاله پاک رسول بطحایی

توئی که خیر کثیر خدای بر خلقی کتاب عشق رضا و یادگار زهرائی

خدای خوانده جوادت که جود پیشۀ توست تو بر تمام کریمان امیر و مولائی

همین نه عقده گشای خلایقی امروز که دستگیر همه عاصیان به فردائی

زیباترین اشعار پیاده روی اربعین حسینی ۱۴۰۱ + عکس نوشته های زیبای اربعین

مراست عقده دیدار کاظمین بدل چه می شود ز دل این عقده را تو گشائی

می دانم دل همه برای کاظمین امروز پر می زند ،امروز دلت را روانه کن کاظمین حرم آقا جواد الائمه ، حاجت دارها ، مریض دارها .

به باغ عشق و وفا بعد مادرت زهرا جوان ترین گل پرپر میان گلهایی

قربان عمر کوتاهت برم آقا ، مثل مادرش زهرا عمر نازنینش کم بوده است ، بیست و پنج سال بیشتر نداشت . آی مردم ، کجای عالم سراغ دارید یک کسی تشنه اش باشد . هی صدا بزند جگرم ، دارد می سوزد اما کف بزنند ، هلهله کنند . بمیرم برای لبهای خشک آقا ، هی صدا می زد : ام الفضل جگرم دارد می سوزد .

دلم از بی کسی در التهاب است خدایا ناله هایم بی جواب است

کشم پا بر زمین از سوز این زهر نوای کام خشکم آب آب است

متن روضه شهادت امام جواد (ع)

روضه شهادت امام جواد (ع)

ایام ایام شهادت امام جواد علیه السلام است. امروز اگر حاجتی دارید امام جواد رو قسمش بدید. مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی می فرمودند: اگر حاجتی داشتی، امام رضا(ع) را سه مرتبه به جان جوادش(ع) قسم بده که برآورده می‌شود !

چون همونطور که از اسم آقا معلومه صاحب جود و کرم و بخششه. آخه در کتاب منتهی الامال هست شخصی به نام محمد ابن میمون نابینا بود. با امام رضا ع به مکه مشرف شد. وقتی خواست به مدینه برگرده گفت آقا جان اگه میشه نامه ای برای جوادتان بنویسید تا وقتی برگشتم مدینه بدم به ایشون.

آقا تبسمی فرمودند، نامه ای نوشتند. وقتی این مرد خدمت امام جواد رسید و نامه رو داد آقا یه نگاهی کردند و پرسیدن حال چشمات چطوره؟ این مرد گفت علیل و نابینا شده اند، نمیتونم جایی رو ببینم. آقا هم یه دستی به این چشمها کشید و به برکت دستش چشمها شفا پیدا کردند. امشب بگیم آقا جان یه دستی هم به چشمای ما بکش، آخه انقدر گنهکاریم ، مهدی فاطمه بین ماست و ما از دیدنش محرومیم.

آقا جان ایام ایام شهادتته. شهادتتون خیلی شبیه به جد غریبتون حسین بوده، وقتی به شما زهر خوراندند، اون نانجیب ام الفضل درب ها رو به روی شما بست. انقدر از شدت زهر تشنگی کشیدی و به خودت پیچیدی تا تشنه جان دادی آقا جان.

به این هم اکتفا نکرد، سه روز هم بدنت رو بر روی پشت بام زیر آفتاب سوزان گذاشتند. این کبوترها اومدن روی بدنتون، بال هاشون رو گشودن و سایه انداختن رو این بدن. اما آقا جان میخوام بگم یه فرق هایی هم بین شهادت شما با شهادت جد غریبتون حسین بود،

اول اینکه روی بدنتون جای نیزه ها و شمشیرها نیست. دوم اینکه روی بدن بی جونتون اسب ندووندن، سوم اینکه بعد از شهادت خانوادتون رو به اسیری نبردن… های …..های

اما دلها بسوزه برای اون آقایی که با بدن بی سر به روی خاک های داغ کربلا افتاده بود، خانواده اش رو به اسیری برده بودن. حمید ابن مسلم میگه به خدا سوگند فراموش نمیکنم اون لحظه ای که زینب با صدای بلند گریه میکرد:

بی اختیار نعره ی «هذا حسین» از او

سر زد چنان که آتش از او در جهان فتاد

می فرمود:

هذا حسین مرمل بالدماء، مقطع الأعضاء و بناتک سبایا

این حسین توست که بدنش رو به خونش رنگین کردند ، اعضاش رو تکه تکه کردند ، ما دخترای توایم که ما را به اسیری برده اند

فریاد وامحمداه! هذا حسین بالعراء، یسفی علیه ریح الصبا، قتیل أولاد البغایا»؛

این حسین توست که برهنه کرده اند و باد صبا بر او می وزه و کشته یاولاد زنا شد.«

و هذا حسین مجزوز الرأس من القفا، مسلوب العمامه و الرداء»؛

این حسین توست که سرش را از پشت گردنش بریده اند، عمامه و ردایش را به غارت برده اند.«

یا حزناه! یا کرباه! الیوم مات جدی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم [یا أصحاب محمداه! هؤلاء ذریه المصطفی یساقون سوق السبایا]»؛

امروز جد بزرگوارم از دنیا رفت، کجایید ای اصحاب محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم؛ این ها ذریه ی محمد صلی الله علیه و آله و سلم می باشند که آنان را اسیر کرده اند.

هذا الذی قد کنت تلثم نحره

أمسی نحیرا من حدود ضبائها

ای جد بزرگوار! این همان حسین علیه السلام توست که همیشه گلویش را می بوسیدی، آخر بوسه گاه تو را از دم شمشیر بریدند.

من بعد حجرک یا رسول الله! قد ألقی طریحا فی ثری رمضائها

یا رسول الله! این بدنی که در آغوشت پرورش دادی، آخر او را برهنه بر خاک گرم صحرا انداختند.

آنگاه زینب، با دیده ی پرخون، دل بریان و سینه ی سوزان رو به جانب سرور شهیدان کرد وگفت:

فدای تو شوم ای مظلومی که لشکر تو را در روز دوشنبه غارت نمودند! فدای تو شوم ای مظلومی

که تو را واژگون کردند!

بأبی المهموم حتی قضی؛

بأبی العطشان حتی مضی؛

فدای تو شوم ای شهیدی که تو را با غم و اندوه کشتند!

فدای تو گردم ای مظلومی که تو را با لب تشنه شهید کردند!

بأبی من لا هو غائب فیرتجی، و لا جریح فیداوی؛

فدی تو شوم ای آن که نه سفر رفته ای که امید بازگشت تو داشته باشم و نه مجروحی که زخم های تو مرهم پذیر باشد.

فدای تو شوم ای سبط پیغمبر خدا! فدای تو شوم ای نور دیده ی فاطمه ی زهراء!…

راوی گوید: «فوالله! أبکت کل صدیق و عدو»؛ به خدا قسم! هر دوست و دشمن را به گریه درآورد. در بعضی از روایات وارد شده: حتی این که آن قدر اشک از چشم های اسبان مخالفان جاری شده بود که سم هایشان از اشک دیده ی آنها، تر شده بود.

منبع:دلگرم

به این نوشته از ۵ چند امتیاز می دهید؟
۴۵ / ۱۰۰
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین اخبار

عکس

تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب
advanced-floating-content-close-btn