خانه / کودکان / سرگرمی کودک / شعر و قصه کودک / داستان زیبای جشن تکلیف

داستان زیبای جشن تکلیف

شعر و قصه کودک	داستان برای کودکان٬ داستان زیبای جشن تکلیف٬ داستان زیبای صدای مامانم چقدر قشنگه…٬ داستان شنل قرمزی٬ داستان های آموزنده٬ داستانهای کودکان٬ سایت اسکیمو٬ سایت سرگرمی٬ سایت علمی٬ سایت کودک٬ سرگرمی٬ سرگرمی کودک٬ شعر خواندن٬ شعر کودک٬ شعر کودکانه٬ شعر های کودکانه٬ شعر و قصه کودک آداب بازی٬ شعر و قصه کودک انواع داستان کودک٬ شعر و قصه کودک بازی کردن کودکان٬ شعرزیبای عروسک٬ شعروقصه کودک٬ طریقه بازی کردن کودک٬ قصه٬ قصه آقا غوله و بزهای ناقلا٬ قصه برای کودکان٬ قصه کودک٬ قصه کودکان٬ قصه کودکانه٬ قصه کودکانه تفریح روز جمعه٬ قصه های کودکانه٬ کودکان٬ مجله سرگرمی اسکیمو٬ مطالب مفیدبرای کودکان٬ مطلب برای کودک

داستان زیبای جشن تکلیف

سبا کوچولو یک بابابزرگ مهربون داشت که اکثر اوقات را به مناجات با خدا مشغول بود.

سبا نماز خواندن را خیلی دوست داشت و هر وقت بابابزرگ را در حال نماز خواندن می‌دید، می‌دوید و جانماز مادرش را برمی‌داشت و روی زمین پهن می‌کرد و پشت سر بابابزرگش می‌ایستاد و کارهایی را که باباجونش درحال نماز خواندن انجام می داد مو به مو اجرا می‌کرد و بعد وقتی نمازش تمام می‌شد جانماز را همان جا رها می‌کرد و می‌رفت و مامانش از این کار سبا فوق‌العاده عصبانی می‌شد.

سبا چند روز دیگه تولدش بود و به سن ۹ سالگی می‌رسید. یک روز خانم ناظم در مدرسه برای بچه‌ها صحبت می‌کرد و به آن ها گفت: بچه‌های عزیز، دخترهای خوب من، شما دیگه بزرگ شدید و همه تون امسال به سن تکلیف می‌رسید و ما می‌خواهیم برای شما جشن تکلیف بگیریم.

داستان جالب بزهای ناقلا

سبا دستش را بالا گرفت و از خانم ناظم سوال کرد: ببخشید خانم ناظم، اجازه… جشن تکلیف یعنی چی؟

خانم ناظم گفت: جشن تکلیف یکی از جشن‌های بسیار بزرگ مذهبی ما مسلمانان است که مخصوص شما کودکان می‌باشد. که از این سن وظایف دینی شما تازه شروع می‌شود.

سبا تمام روز به این جشن فکر می‌کرد و با خودش می‌گفت: یعنی باید چه کارهایی انجام بدهم ؟

و رفت پیش بابابزرگ مهربانش و از او پرسید: بابابزرگ شما می‌دونید که من به سن تکلیف رسیدم. بابابزرگ گفت: بله دخترم، جشن تکلیفت کی هست؟

سبا: پس شما می‌دونید که مدرسه می‌خواهد برامون جشن تکلیف بگیره.
بابابزرگ: بله.

هر بچه‌ای که به سن تکلیف می‌رسه برایش جشن می‌گیرند.
سبا: بابابزرگ هر کسی که به سن تکلیف می‌رسه باید چه کارهایی انجام
بده؟

زندگینامه حضرت مهدی (عج) همراه بارنگ آمیزی

بابابزرگ: سباجان یعنی تو دیگه یک خانم بزرگ شدی و از حالا به بعد همه کارها و اعمالت باید مثل یک خانم بزرگ باشه.

حتماً باید حجابت رو حفظ کنی و نماز خواندن از این سن به تو واجب است و باید همیشه، اول وقت نمازت را بخوانی و وظایف دینی‌ات را کاملا ًانجام دهی. سجاده‌ات را پهن کرده و مثل بزرگ‌ترها با خدای مهربان صحبت کنی و همیشه شکرگزار باشی. از حالا به بعد تو دیگه می‌توانی روزه کامل هم بگیری و عبادت خدا را به جا بیاوری.

در این موقع مامان سبا از راه رسید و کنار بابابزرگ و سبا نشست و از صحبت‌های آن ها متوجه جشن تکلیف سبا شد. و رفت سجاده و چادر و مقنعه‌ای که از قبل برای سبا آماده کرده بود را آورد و روی پای سبا گذاشت و گفت: بفرمایید دختر قشنگم…

داستان زیبای صدای مامانم چقدر قشنگه...

این کادو مال توست و اما یادت باشه یکی از کارهایی که اهمیت زیادی داره این است که وقتی می‌خواهی نماز بخوانی، باید اول با احترام سجاده‌ات را رو به قبله پهن کنی و بعد از پایان نماز، چادر و مقنعه را مرتب و منظم تا کرده و داخل سجاده قرار دهی و این کار احترام گذاشتن به عبادتت است

برگرفته از سایت کانون گفتگوی قرآنی Abu

میانگین ۳.۲ از ۵ - (۵ امتیاز)

درباره ادمین

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

x

شاید بپسندید

شعر چهارشنبه سوری برای کودکان

شعر چهارشنبه سوری برای کودکان

متن شعرکودکانه چهارشنبه سوری برای فرزندان ایران زمین، شعر کودکانه چهارشنبه سوری برای کوچولوهای دوست داشتنی، شعر کودکانه در مورد چهارشنبه سوری برای دبستانی ها، شعر کودکانه شب چهارشنبه سوری برای مهد کودک ها، شعر چهارشنبه سوری برای بچه ها