کد خبر : 52980
تاریخ انتشار : پنجشنبه 25 آذر 1400 - 10:11
239 بازدید بازدید

۱۰ انشا با موضوع شب یلدا برای دبستان تا دبیرستان

  بهترین نمونه های انشا با موضوع شب یلدا مناسب برای تمام مقاطع تحصیلی آورده ایم که در ادامه تقدیم حضورتان خواهیم کرد. با ما باشید.

۱۰ انشا با موضوع شب یلدا برای دبستان تا دبیرستان

انشا برای شب یلدا

مجله سر گرمی اسکیمو:

یکی از داغ ترین موضوعات انشا در این روزها، انشا شب یلدا است. اگر شما نیز به دنبال انشایی زیبا با موضوع شب یلدا هستید، می توانید از انشاهایی که در ادامه خواهید دید، استفاده نمایید.

انشا شب یلدا برای دبستان

موضوع انشا: یلدا

می‌خواهم یک انشا در مورد شب یلدا بنویسم. شب یلدا پر از چیزهایی است که می‌توان درباره آنها نوشت. من در این انشا قصد دارم در مورد طولانی‌تر بودن شب یلدا نسبت به بقیه‌ی شب‌های سال بنویسم.

خود طولانی‌تر بودن این شب موضوع جالبی است، اما جالب‌تر از آن جشن گرفتن آن است. شب یلدا نزدیک به یک دقیقه طولانی‌تر از شب‌های دیگر است. در طول سال چقدر از این یک دقیقه‌ها می‌گذرند و ما هیچ توجهی به آنها نداریم؟ جوابش مشخص است، خیلی.

اما چه چیزی باعث می‌شود تا شب یلدا را جشن بگیریم ؟ یعنی آن یک دقیقه آنقدر مهم است که از چند روز قبلش مغازه‌ها همه شلوغ می‌شوند و مردم همه به دنبال خرید آجیل و تنقلات و هندوانه و انار هستند.

من فکر می‌کنم علت این اتفاق این است که ما آن یک دقیقه‌ی اضافی را، آن شب کمی طولانی‌تر را بهانه‌ای برای دور هم جمع شدن می‌دانیم. اما خیلی وقت‌ها فراموش می‌کنیم و در ظواهر شب یلدا غرق می‌شویم. باید فرصت با هم بودن را، حتی اگر شده تنها یک دقیقه بدانیم.

حالا به گذشته نگاه می‌کنم و شب یلداهایی که گذشته را مرور می‌کنم. به فرصت‌هایی که با خانواده‌ام کنار هم بودیم، فکر می‌کنم و خوشحالم که چنین جشنی در کشورم وجود دارد.

 

انشا با موضوع شب یلدا برای ابتدایی

موضوع انشا: شب یلدا

می‌گویند شب یلدا تنها یک دقیقه یا حتی کمتر از یک دقیقه از شب‌های دیگر سال بلندتر است. اما به بهانه‌ی همین یک دقیقه، همه دور هم جمع می‌شوند و آن را جشن می‌گیرند و به گپ و گفت با یکدیگر می‌پردازند.

در همین یک شب و بخاطر همان یک دقیقه، خاطراتی برای ما شکل می‌گیرد که آن را از شب‌های دیگر سال مجزا می‌کند. حالا حساب کنید که پس از شصت سال، جمع تمام این یک دقیقه‌ها می‌شود یک ساعت، یا کمتر از یک ساعت، اما خاطراتی که در این یک ساعت جمع شده، بخش مهمی از خاطرات ما را تشکیل می‌دهد.

شاید یکی از غلیظ‌ترین و سنگین‌ترین و به تعبیر بهتری چگال‌ترین یک ساعت‌های زندگی هر ایرانی، همین یک دقیقه‌های شب یلدا باشد که در طول شصت سال روی هم جمع شده‌اند.

مرور این شصت دقیقه، یک تصویر کلی از زندگی ما به خودمان می‌دهد. از اولین سال هایی که شب یلدا را به یاد می‌آوریم، که احتمالا کودک بوده‌ایم، تا اخیرترین آنها که احتمالا خودمان پدربزرگ یا مادربزرگ شده‌ایم و خودمان برای نوه‌هایمان خاطراتمان را تعریف می‌کنیم.

با فکر کردن به اینها شب یلدا معنای دیگری برای من پیدا کرده است. من این انشا در مورد شب یلدا را همین جا به پایان می‌رسانم.

انشا با موضوع شب یلدا  انشا برای شب یلدا  10 انشا با موضوع شب یلدا برای دبستان تا دبیرستان  انشا درمورد شب یلدا چگونه گذشت  توصیف شب یلدا  انشا ادبی درمورد شب یلدا

انشا شب یلدا برای متوسطه اول

موضوع انشا: شب یلدا

تابستان که تمام می‌شود، طبیعت کم کم شروع به از دست دادن تازگی خود می‌کند، برگ درختان می‌ریزد و آنهایی هم که بر درخت می‌مانند، زرد و قرمز می‌شوند. رنگ سبز درختان و گیاهان که نماد زندگی طبیعت است، کم کم از بین می‌رود.

ماه پاییز به همین شکل ادامه پیدا می‌کند و بعد از سه ماه به شبی می‌رسد که می‌گویند بلندترین شب سال است. این شب آخرین شب پاییز است و شب یلدا نام دارد.

شب یلدا انگار می‌خواهد به ما بگوید که شما انسانها مانند طبیعت به خواب نروید. شاید آن یک دقیقه‌ای که شب یلدا طولانی‌تر از شب‌های دیگر است، نماد و نشانه‌ای است برای انسانها که به خواب زمستانی نروند.

که در سرما و سوز و سردی هوا و حتی زمانه شان بیدار باشند و در کنار هم. شاید جشن گرفتن آن یک دقیقه‌ی شب یلدا، به معنای این است که در سرما و سردی روزگار، همدیگر را فراموش نکنیم و در کنار هم بمانیم.

البته می‌دانم که این ها همه تصورات و حدسیات من هستند، اما خب شاید انشا در مورد شب یلدا باید در مورد تصورات و برداشت‌های من از این جشن قدیمی ایرانی باشد.

همسرم روزت مبارک متن ادبی زیبا برای روز مرد

 

انشا درمورد شب یلدا برای راهنمایی

موضوع انشا: توصیف شب یلدا

می‌دانیم که شب یلدا، شبی است که با شب‌های دیگر سال فرق دارد و یک دقیقه طولانی‌تر از مابقی شب‌هاست. اما اگر شب آخر پاییز، یک دقیقه کوتاه‌تر از مابقی شب‌های سال بود، چه میشد؟ آیا باز هم آن را جشن می‌گرفتیم؟

من فکر می‌کنم که در آن صورت شاید حتی جشن گرفتن منطقی‌تر هم بود. چرا که به ما نشان می‌داد که فرصت‌ها کم هستند و بعضی روزها کوتاه، باید قدر همدیگر را بدانیم و با هم باشیم.

باید قدر نعماتی که خدا به ما داده‌ را بدانیم، قدر خانواده‌ مان را بدانیم. شاید اگر شب یلدا یک دقیقه کوتاه‌تر از شب‌های دیگر بود، ما به پدر و مادر، خواهر و برادر، پدربزرگ و مادربزرگ، و عمو و خاله و دایی و عمه و فرزندان آنها بیشتر توجه می‌کردیم. این کوتاه‌تر بودن شب یلدا شاید می‌توانست حواس ما را جمع خود و خانواده‌مان کند.

بیایید بیشتر به این قضیه فکر کنیم. تا کنون دقت کرده‌اید که وقتی چیزی زیاد است، همه به آن بی‌توجه می‌شوند ؟ مثلا وقتی ده کیلو سیب در خانه داشته باشیم، بعد از خوردن چند عدد از آنها، دیگر به همه‌شان بی‌توجه می‌شویم.

اما اگر تنها یک دانه سیب در خانه باشد، توجه ما به آن خیلی بیشتر می‌شود و اگر قرار باشد آن را بخوریم، با هر گازی که به آن میزنیم، طعم و بو و سفتی و خوشمزگی آن را با تمام وجود لمس و دریافت می‌کنیم.

پس شاید اگر شب یلدا یک دقیقه کوتاه‌تر می‌بود، این نکته را یاد ما می‌انداخت که فرصت کوتاه است و باید خیلی بیشتر حواسمان به یکدیگر باشد.

 

انشا با موضوع شب یلدا برای متوسطه دوم

موضوع انشا: یلدا

شب یلدا شبی است که خانواده‌ های ایرانی آن را جشن می‌گیرند و همه اعضای خانواده دور هم جمع می‌شوند. بزرگترها خاطره تعریف می‌کنند و کوچکترها به آن ها گوش می‌کنند. بزرگترها هیشه به ما می‌گویند که شب یلدا فرصت و بهانه‌ای است برای اینکه دور هم جمع بشویم و قدر یکدیگر را بدانیم.

اما اگر بخواهم راستش را بگویم، نباید این را مخفی کنم که وقتی دیگران می‌گویند باید قدر یکدیگر را بدانیم، من حس می‌کنم آنها خوب این را نفهمیده‌اند. شاید هم اشتباه می‌کنم! اما مگر برادر و خواهر و عمو و خاله‌ی من، هر کس دیگری نمی‌توانستند باشند ؟ پس آیا من باید قدر همه آنها را بدانم؟

شاید بنظرتان کمی بی‌ ربط باشد، اما من اینگونه فکر می‌کنم. من حس می‌کنم ما باید قدر یکدیگر را بدانیم، اما علت این امر این است که اعضای یک خانواده برای یکدیگر، مانند آینه هستند.

انسان در آینه می‌تواند خود را ببینید، کم و کاستی‌ها خودش را مشاهده کند و برای بهبود خودش تلاش کند. ما در افراد خانواده‌مان، بیش از هرجای دیگری رفتارهای درست و نادرست خودمان را می‌بینیم.

چرا که این رفتارها را اغلب از خود آنها آموخته‌ایم. پس ما باید قدر اعضای خانواده‌ مان را بدانیم. شب یلدا فرصتی است که دور هم جمع شویم و به آینه‌هایی که ما را به خودمان نشان می‌دهند، بنگریم و با آنها گپ و گفت کنیم، تا هم آنها را بهتر بفهمیم و هم خودمان را.

 

انشا شب یلدا برای دبیرستان

موضوع انشا: انشا طنز شب یلدا

راستش شاید این یک انشا طنز در مورد شب یلدا باشد. شاید هم باعث بدآموزی بشود. اما من امیدوارم تنها جنبه‌ی طنز آن مورد توجه قرار گیرد و جوانب دیگر آن بر من بخشیده شود.

سال قبل شب یلدا همه‌ی ما طبق عادت هر ساله‌مان در خانه‌ی پدربزرگم جمع شدیم. دایی‌ ام قرار بود که آجیل شب یلدا را تهیه کند. دایی چون کار داشت و قرار بود آخر شب برسد، آجیل را خیلی زودتر، یعنی ساعت ۲ بعد از ظهر خریده بود و به خانه‌ی پدربزرگم آورد.

من و پسرخاله‌ام هم از صبح به آنجا رفته بودیم. دایی که زنگ در را زد، من جواب دادم، به من گفت: «دایی من بالا نمیام، بیا پایین آجیل رو بگیر ببر تو خونه» من هم به همراه سینا پسرخاله‌ام رفتیم و آجیل را از دایی تحویل گرفتیم.

همانجا جلوی در پاکت آجیل را باز کردیم و دیدیم پر از گردو و بادام و پسته است. البته تخمه کدو و کشمش نیز در آن بود. چون خیلی هوس‌انگیز بود، با خودمان گفتیم اشکالی ندارد اگر نفری یک عدد گردو و بادام و پسته بخوریم.

بعد از خوردن آن یک عدد به هم چشم دوختیم و با نگاهی که حاکی از رضایت دو جانبه بود، با خودمان گفتیم، اگر تنها نفری یک عدد دیگر گردو و بادام و پسته بخوریم، خیلی اتفاق خاصی نمی‌افتد و خودمان را اینگونه توجیه کردیم که کسی که نمی‌داند چند عدد گردو بادام و پسته در این پاکت آجیل بوده.

تبریک شب یلدا رسمی + پیام تبریک شب یلدا ۹۸

کم کم متوجه شدیم که آن نگاه حاکی از رضایت بالا که شرح دادم، دارد زیاد می‌شود و ما هنوز در راهرو هستیم و نصف وزن پاکت آجیل را خالی کرده‌ ایم! خاله صدایمان کرد که کجایید پس ؟ و ما هم داد زدیم در راهروییم خاله، او هم بدون سوال بیشتر گفت باشه و رفت.

باز ما ماندیم و پاکت آجیل که هنوز در آن گردو و پسته و بادام باقی مانده بود. خلاصه همانطور که حدس زده‌اید هر آنچه گردو و بادام و پسته در آن پاکت بود را ما خوردیم و تمام کردیم.

ادامه‌ی ماجرا کمی خشن می‌شود که از گفتن آن به خاطر تعدد صحنه‌های دلخراش، خودداری می‌کنم. یکی از این صحنه‌های دلخراش وقتی بود که شب همه‌ی فامیل رسیده بودند و مادرم که قرار بود برای همه در پیاله‌هایی آجیل بریزد، متوجه شد آجیل دایی فقط از تخمه و کشمش تشکیل شده.

سپس به من و پسرخاله‌ ام نگاه کرد و کل ماجرا را فهمید. سپس با طمأنینه‌ی بسیار زیاد، جاروی پشت گنجه را برداشت و ابتدا با پرتاب دمپایی ابری ما را متوقف و سپس با جاروی مذکور، تقاص تمام گردوها، بادام‌ها و پسته‌ها را از ما گرفت.

بقیه‌ی فامیل ابتدا جا خوردند و بعد از اینکه مادرم گفت این ذلیل‌ مرده‌ها تمام گردو و بادام و پسته‌ی آجیل را تمام کرده‌اند، به یاری مادرم شتافتند و هر یک با ابزاری حرفه‌ای، مانند کمربند، کش شلوار، دمپایی چوبی، و حتی بدون ابزار و با دست خالی، انتقام آجیل را از ما گرفتند.

البته ما خیلی هم پشیمان نبودیم، اما در انتها به علت برخی جراحات وارده به بیمارستان منتقل شدیم و پس از چندی دست و پنجه نرم کردن با سزای اعمالمان دار فانی را وداع گفتیم. از آن پس ما را «شهیدان یلدا» نامیدند و نام ما در تاریخ جاودان شد!

انشا طنز درمورد شب یلدا  انشا برای شب یلدا  10 انشا با موضوع شب یلدا برای دبستان تا دبیرستان  انشا درمورد شب یلدا چگونه گذشت  توصیف شب یلدا  انشا ادبی درمورد شب یلدا

انشا خاطره درمورد شب یلدا

موضوع انشا: خاطره شب یلدا

می‌خواهم خاطره‌ای نسبتا تلخ را شرح بدهم که سه سال پیش در شب یلدا برایم اتفاق افتاد. در آن سال طبق عادت همیشگی، همه در خانه‌ی پدربزرگم جمع شده بودیم و میز پذیرایی پر از میوه‌های رنگارنگ و آجیل‌ها بود.

مادرم یک کاسه آجیل به من داد و من هم چون آجیل خیلی دوست دارم تند تند شروع به خوردن آن کردم. اما یکدفعه پوست یک تخمه در گلویم پرید و به کناره‌ی گلویم چسبید. شروع کردم به سرفه کردن، نفسم بالا نمی‌آمد، مادرم محکم می‌زد بر پشت کمرم تا راه نفسم باز شود، اما تاثیری نداشت.

احساس بسیار وحشتناکی بود. تصور می‌کردم که صورتم قرمز شده، دمای پوست صورتم که بالا رفته بود را حس می‌کردم. زمان داشت کند می‌شد که یکدفعه عمویم آمد و از پشت بغلم کرد، دستانش را زیر دنده‌هایم گذاشت و دو سه بار فشار داد،

ناگهان فشار سنگینی از ریه‌هایم به بیرون آمد و با یک سرفه خیلی سنگین پوست تخمه از دهانم به بیرون پرتاب شد و راه نفسم باز شد. نفس عمیقی کشیدم و کمی آرام شدم. سرم گیج می‌رفت و صداها را خوب نمی‌شنیدم. مادرم زیر گریه زد و اما، این گریه حکایت از ترس و همزمان رفع شدن این ترس داشت.

کم کم بهتر شدم و آن شب به خیر گذشت. از آن شب من همیشه تخمه و حتا غذا را با ترس می‌خورم و بسیار محتاطم. شما هم حواستان باشد که خدای نکرده دچار چنین اتفاقاتی نشوید.

 

انشا ادبی درمورد شب یلدا

موضوع انشا: شب یلدا چه شبی است ؟

یلدا و جشن هایی که در این شب برگزار می شود، یک سنت باستانی است. جشن شب یلدا در ماه پارسی دی قرار دارد که نام آفریننده در زمان قبل از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد.

مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاه تر نشانه ی از غلبه تاریکی.

شب یلدا یا شب چله آخرین روز آذرماه، شب اول زمستان و درازترین شب سال است.

ایرانیان باستان با باور اینکه فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر شده و تابش نور ایزدی افزونی می یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می کردند.

شب یلدا که در اصطلاح به آن شب چله هم می گویند، یکی از کهن ترین جشن های ایران باستان است. چله بزرگ از یکمین روز دی ماه تا دهم بهمن است به طول می انجامد و آن را چله بزرگ می نامند.

انشا با موضوع امام زمان + چند انشا و تحقیق کوتاه و بلد در مورد امام دوازدهم حضرت مهدی (ع)

به آن دلیل که شدت سرما بیشتر است، آنگاه چله کوچک فرا می رسد که دهم از بهمن تا بیستم اسفند به طول می انجامد و سرما کم کم کاسته می شود. یلدا روز تولد مهر است.

 

انشا توصیف شب یلدا

موضوع انشا: توصیف شب چله

آخرین شب پاییز را شب یلدا یا به اصطلاح عوام شب چله می نامیم این شب آداب و رسومی دارد که قرنهاست در بین ایرانیان رواج داشته است. مردم ایران در شهرها و روستاهای مختلف با توجه به فرهنگ، آداب و رسوم ویژه‌ی خود شب چله را جشن می‌گیرند.

در این شب همه ی اقوام نزد بزرگ طایفه ی خود جمع می شوند و پس از خوردن شام تنقلاتی نظیر میوه های زمستانی ، آجیل یلدا میخورن … فال حافظ می گیرند و به شادی این شب را به پایان می رسانند.

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد

و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.

آنان ملاحظه می‌کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می‌شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می‌توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش‌ اند.

 

انشا درمورد شب یلدا چگونه گذشت ؟

موضوع انشا: شب یلدا

مشخصه‌ی اصلی شب یلدا، طولانی‌تر بودن آن نسبت به دیگر شب‌های سال است. ما در فرهنگ ایرانی شب یلدا را جشن می‌گیریم و این جشن با مراسم و خوراکی‌هایی همراه است. من قصد دارم موضوع انشا در مورد شب یلدا را به انار اختصاص بدهم. البته قبلش بگویم که قصد کالبدشکافی نماد انار در شب یلدا را ندارم.

شب یلدا معمولا همه‌ی فامیل در خانه‌ی یکی از بزرگترها جمع می‌شوند. به همین دلیل اناری که قرار است به این جماعت برسد باید خیلی زیاد باشد. خب البته اینکه من موضوع انشا در مورد شب یلدا را به انار اختصاص می‌دهم، نشان از عشق من به این میوه‌ی شگفت‌انگیز است.

داشتم می‌گفتم که، چون تعداد میهمانان زیاد است، مقدار انار باید زیاد باشد تا به همه برسد. بنابراین از ظهر که قرار است شبش همه گرد هم آیند، چند نفر مشغول دانه کردن انارها می‌شوند و این کار زمان قابل توجهی هم می‌طلبد.

اما پس از چند ساعت که انارها همه دانه دانه شدند، و در یک ظرف بلوری یا کریستالی جمع شدند، نه فقط خوردن آنها، که دیدنشان هم لذت و حظ زیادی دارد.

دانه‌های انار با طیفی از صورتی روشن تا قرمز و بعد سرخ سرخ و در نهایت زرشکی مایل به تیره در یک ظرف بُرش خورده‌ی کریستالی، بدون له شدن و مورد فشار قرار گرفتن، روی هم قرار گرفته‌اند.

نور زرد تند روی دیوار کناری، بر گوشت این دانه‌های انار می‌تابد و یک شفافیت خیره کننده به آنها می‌بخشد. اگر با حوصله و ظرافت به این ظرف پر از انار و این جلوه‌ها و بازی‌های نور و رنگ، توجه کنیم، رفته رفته احساس می‌کنیم که چیزی ما را به درون خودش می‌کشد.

دیگر شاید برای مدتی شب یلدا و میهمانان را فراموش کنیم و به اصطلاح پدرم مسخِ این ظرف اعجاب‌آور شویم. بعد متعجب می‌شویم که چطور تا کنون به انار بی‌توجه بوده‌ایم و همیشه پس از پوست کندن و دانه کردنش، سریعا به خوردنش اقدام می‌کردیم.

چطور به زیبایی بصری‌ ای که داشته بی‌ حواس بوده‌ایم. شاید اصلا مهم‌ترین ویژگی انار زیبایی آن است و حالا در کنار آن، خوردنی هم هست. می‌دانم این انشا در مورد شب یلدا کمی از شب یلدا دور شد، اما مگر شب یلدا چیزی جز مجموعه‌ی چیزهایی است که آن را تشکیل می‌دهند ؟

خب داشتم می‌گفتم که به خوردن انار شاید به این شبیه باشد که پس از سال ها بفهمیم می‌توانیم الماس را بپزیم و بخوریم !! البته این یک شوخی بود، اما قصدم از آن، پر رنگ کردن وجه زیبایی انار بود.

منبع:دلگرم

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین اخبار

عکس

تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب
advanced-floating-content-close-btn