خانه / سرگرمی / شعر و ترانه / شعر ویژه روز معلم

شعر ویژه روز معلم

شعر ویژه روز معلم

 

حروف درس الفبا ی ما معلم بود
تمام صحبت ما یک صدا معلم بود
به روی تخته ی چوبی همیشه بی پایان
شروع نام خدابود، تا معلم بود
نگاه روشن دنیای کودکی هایم
به خشم و بوسه ی مادر ؤ یامعلم بود
خدا به وسعت ایمان به شکل هر واژه
ؤ جمله جمله ی ایثار ،با معلم بود
قسم به نام پیام آوران آگاهی
تمام درد بشر را دوا معلم بود
شکوه صبر وصلابت چو کوه می بارید
سه تیغ مهر ؤ سنگ بلا معلم بود
به دشتهای پر ازغنچه های پراحساس
گلی شکفته به نام وفا ،معلم بود
به هیچ زندگی و پوچ مرگ ،معنا داد
تمام بود و نبود شما معلم بود
به وقت گوش نهادن نشسته شاگردیم
در اوج خستگیش هم به پا معلم بود
هنوز پرسش بی پاسخی که می خواند
معلم عشق خدا یا خدا معلم بود؟………………….معلم باغبان باغ عشق است بسان
بلبلان شیدای عشق است
معلم بهترین معنای عشق است
معلم ناخدای راه عشق است
دم عیساییش باشد شفا بخش
بدان خاطر که او سرشار عشق است
بود اول معلم ذات اقدس
محمد بعد از او مولای عشق است
امیر المؤمنین باشد معلم
دم شمشیر او غوغای عشق است
ستیز انبیا با کفر و ظلمت معلم را مثال از کار عشق است
معلم باغبان باغ دانش مداد عالمان ابزار عشق است
شهیدان شمع بزم آفرینش
ولی آن شمع هم محتاج عشق است
بگفت استاد حق در حق استاد
فقد سیّرنی عبدا چه عشق است
ومن علّمنی حرفای استاد
نشان از قامت رعنای عشق است
علی رغم چنین اجر و مقامی
تواضع کار او بودن زعشق است
شنیدن در کمال عقل و تدبیر
ندانستن نمودن کار عشق است
بدیدن لذت و رشد و تعالی
به رشد دیگران کردار عشق است
چو شمع محفلان از جان گذشتن
نجات دیگران اسرار عشق است
مقدّم دیدن اغیار بر خود
یکی از نشئه ی والای عشق است
یقین یکسر محبت بوده وردش
که اینک مکتبش بازار عشق است
معلم پاسبان عدل و احسان
به جنگ جاهلان سردار عشق است
………………………………..ای معلم در کلامم عشق معنا کرده ای
عشق را در جوهر انسان تو زیبا کرده ایخون هر خامه که بر گلبرگ کاغذ می چکد
نشتر عشق قلم را در زمین جا کرده ایگر بود دلبستگی هایی ز باران و زمین
گوهر باران به بوی دشت و دریا کرده ایگر پلی خواهم زدن از آینه تا شاخ گل
پاکی آئینه را آویز حوا کرده ایدر شب ظلمانی و سوسو کنان دهکده
کودکان امیّدوار مشق تنها کرده ایدر کلاس درس آب و نان دهد بابای من
تو بدون آب ونانی در دلم جا کرده ایمادری گر شعر لالا گوید از آن سوی شب
فکر تو مشکل گشای شعر لالا کرده ایگر از آن اسطوره دنیا بخواهم دم زدن
بی گمان نقش قلم تندیس بی تا کرده ایاز ازل تا انتهای وسعت تاریخ نو
آدم وخاتم قلمدان مسیحا کرده ای
جعفر فولاد فر………………….آئینهً اندیشه نمایی تو معلم بخشنده ترین بعد ِ خدایی تو معلم  در رهگذر ِ شب زدگان مشعل ِ نوری بر گمشدگان ً راهنمایی تو معلم  از طایفهً علمی و از مردم ِ ایثار افرشتهً بی چون وچرایی تو معلم  بر لوح ِ سخن سنجی ِ تو حرف ِ کجی نیست عاری ز ِ کژی ها و خطایی تو معلم    ما کودک ِ کم تجربهً طالب ِ علمیم بر چشم ِ طلب پرده گشایی تو معلم  در حافظهً زیرک ِ دیروز ِ زمانه جاوید ترین رمز بقایی تو معلم  ای مالک ِ گنج ِ هنر و دانش و تقوا ازتهمت ِ ایام رهایی تو معلم  بر خامشی ِ نان صفت ِ نسل ِ حقارت آزاده ترین بانگ ِ رسایی تو معلم  معمار مرمتگر ِ اذهان ِ کج اندیش کج بین شدگان را تو دوایی تو معلم  چونت بسرایم که سزاوار ِ تو باشد کان ِ کرم و کاخ ِ صفایی تو معلم   

همچنین ببینید

اشعار وداع با ماه رمضان وداع با ماه مهمانی خدا

اشعار وداع با ماه رمضان وداع با ماه مهمانی خدا اشعار وداع با ماه مهمانی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *