داستان کوتاه ادعای خدایی / دیدار فرعون و ابلیس

0 minutes, 0 seconds Read

مجله سر گرمی اسکیمو:داستان کوتاه ادعای خدایی / دیدار فرعون و ابلیس

داستان کوتاه ادعای خدایی , داستان دیدار فرعون و ابلیس

می گویند شیطان رانده شده ، زمانی نزد فرعون ستمکار و ظالم آمد در حالی که فرعون خوشه ای انگور در دست داشت و می خورد

ابلیس به او گفت : هیچکس می تواندکه این خوشهء انگور را به مروارید خوش آب و رنگ مبدل سازد؟

فرعون گفت: نه.

ابلیس با جادوگری و سحر ، آن خوشهء انگور را به دانه های مروارید خوشاب تبدیل کرد.

فرعون تعجب کرد و گفت : آفرین بر تو که استاد و ماهری.

  عزیزم تو فرارکن من مردونه ایستادم

ابلیس سیلی ای بر گردن او زد و گفت : مرا با این استادی به بندگی قبول نکردند ، تو با این حماقت چگونه ادعای خدایی می کنی؟

منبع:.http://namakstanir

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *