شوخی به سبک پیامبر (ص)!

0 minutes, 3 seconds Read

 

 

پیر و سیاه به بهشت نمی روند!

پیرزنی به حضور پیامبر صلی الله علیه و اله رسید و علاقه مند بود اهل بهشت باشد.

پیامبر صلی الله علیه و اله فرمودند: پیرزن به بهشت نمی رود.

او گریان از محضر پیامبر صلی الله علیه و اله خارج شد.

بلال حبشی او را در حال گریه دید.

پرسید: چرا گریه می کنی؟

گفت: پیغمبر صلی الله علیه و اله فرمودند: پیرزن به بهشت نمی رود.

بلال نزد پیامبر صلی الله علیه و اله آمد و حال پیرزن را بیان کرد.

حضرت فرمودند: سیاه نیز به بهشت نمی رود.

بلال هم غمگین شد و هر دو نشستند و گریستند.

عباس عموی پیامبر صلی الله علیه و اله آن ها را در حال گریه دید.

پرسید: چرا گریه می کنید؟

آنان فرمایش پیامبر صلی الله علیه و اله را نقل کردند.

عباس ماجرا را به پیامبر صلی الله علیه و اله عرض کرد.

حضرت به عمویش که پیرمرد بود فرمودند: پیرمرد هم به بهشت نمی رود.

عباس هم سخت پریشان و ناراحت شد.

سپس رسول اکرم صلی الله علیه و اله هر سه نفر را نزد خود طلبیدند و فرمودند:

خداوند اهل بهشت را در سیمای جوانی نورانی، در حالی که تاجی بر سر دارند وارد بهشت می کند، نه به صورت پیر و سیاه چهره و بد قیافه.

 

سفیدی چشم

زنی خدمت پیامبر صلی الله علیه و اله آمد و عرض کرد: شوهرم تو را می خواند.

  میلاد رسول اکرم

پیامبر صلی الله علیه و اله فرمودند: شوهرت کیست؟ همان کسی که در چشمش سفیدی هست؟

عرض کرد: نه به خدا در چشمش سفیدی نیست.

پیامبر صلی الله علیه و اله فرمودند: چرا! در چشمش سفیدی هست.

عرض کرد: نه به خدا!

پیامبر صلی الله علیه و اله فرمودند: در چشم هر انسانی سفیدی هست.

 

پسر شتر

زنی خدمت پیامبر صلی الله علیه و اله آمد و گفت: ای رسول خدا صلی الله علیه و اله! مرا بر شتری سوار کن.

حضرت صلی الله علیه و اله فرمودند: تو را سوار پسر شتر می کنم.

زن گفت: پسر شتر به چه کارم می آید، او به من سواری نمی دهد.

پیامبر صلی الله علیه و اله فرمودند: آیا شتری هست که پسر شتر نباشد؟!

 

شادی کودکانه

پیامبر خدا صلی الله علیه و اله زبان شان را برای حسین بن علی علیه السلام بیرون می آوردند و آن کودک زبان حضرت را می دید و شادی می کرد.

عیینه بن بدر فزاری گفت: به خدا پسری دارم که ازدواج کرده و مو بر صورتش روییده؛ اما هرگز او را نبوسیده ام.

پیامبر صلی الله علیه و اله فرمودند: هر کس رحم نکند، به او رحم نمی شود.

 

 

مزاح پیامبر صلی الله علیه و اله با علی علیه السلام

در روایت آمده است که روزی حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و اله و علی علیه السلام مشغول خوردن خرما بودند. پیامبر صلی الله علیه و اله خرما می خوردند و هسته اش را جلوی علی علیه السلام می گذاشتند، وقتی ایشان دست ار خوردن کشیدند، تمام هسته ها جلوی حضرت علی علیه السلام جمع شده بود.

  محل دفن حضرت زینب علیهاالسلام

حضرت فرمود: یا علی! چقدر پُرخوری؟

علی علیه السلام عرض کرد: یا رسول الله صلی الله علیه و اله! پرخور کسی است که خرما را با هسته می خورد!!

 

نتایج سخنان لغو

روزی حضرت علی علیه السلام در حال عبور از جایی، چشمشان به عده ای از جوانان افتاد که سخنان لغو و بیهوده می گفتند و می خندیدند.

حضرت فرمود: چرا نامه عملتان را با این چیزها سیاه می کنید؟

گفتند: یا امیر المؤمنین! آیا این ها را می نویسند؟

فرمود: آری! حتی دمیدن نفس را هم می نویسند.

 

 

منبع:ashoora.ir

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *