کد خبر : 18862
تاریخ انتشار : پنجشنبه 21 خرداد 1394 - 17:16
47 بازدید بازدید

هر چیز که خوار آید،روزی بکار آید ضرب المثل برای صرفه جویی

هر چیز که خوار آید،روزی بکار آید ضرب المثل برای صرفه جویی

    مجله سر گرمی اسکیمو:این مثل را بیشتر برای تشویق به صرفه جویی بکار می برند و می خواهند بگویند هر چیز اندک و بی اهمیت هم یک روز به درد می خورد . آورده اند که … یک روز مردی روستایی با پسرش می خواستند از دهی به ده دیگر بروند پدر سفرهٔ

 

 

مثل, روستایی, گیلاس, داستان ضرب المثل،هر چیز که خوار آید،روزی بکار آید ضرب المثل برای صرفه جویی

مجله سر گرمی اسکیمو:این مثل را بیشتر برای تشویق به صرفه جویی بکار می برند و می خواهند بگویند هر چیز اندک و بی اهمیت هم یک روز به درد می خورد .
آورده اند که …
یک روز مردی روستایی با پسرش می خواستند از دهی به ده دیگر بروند پدر سفرهٔ نان را برداشت و گفت آب هم در صحرا پیدا می شود . وقتی از کوچه باغها می گذشتند در راه یک نعل آهنی افتاده بود ، پدر گفت : این را بردار که به کار خواهد آمد . پسر گفت : پدر جان ، یک پاره آهن شکسته به چه کاری می آید ، به زحمت برداشتن نمی ارزد .
پدر دید که پسر هنوز زندگی را خوب نمی شناسد و به سختی نیفتاده و هر چیز کم ارزش در نظرش بی فایده می آید . دیگر حرفی نزد و خودش خم شد و نعل پاره را برداشت . رفتند و در آخر آبادی به دکان نعلبندی رسیدند ، پدر آن نعل را به نعلبند فروخت و دو پول گرفت و رفتند تا رسیدند به دوره گردی که طبق گیلاس روی سرش گذاشته بود و می برد در ده بفروشد . پدر با آن دو پول ، یک مشت گیلاس خرید و در پاره کاغذی نگاهداشت و راه صحرا در پیش گرفتند .
روز گرمی بود و در راه آب نبود و پسر تشنه بود و از راه رفتن خسته بود و پدر و پیش پسر همراه هم می رفتند ، پسر پرسید : بابا اینجاها آب نیست دهنم خشک شده ؟ پدر گفت : چرا ، آب هست به آن می رسیم ، وقتی پدر دانست که پسر تشنه است ، یک دانه گیلاس به زمین انداخت . چون پسر به آن رسید آهسته گیلاس را برداشت و خورد . دهنش که از تشنگی خشک شده بود ترو تازه شد . صد قدمی که رفتند باز پدر یک دانه گیلاس به زمین انداخت و سپس آهسته آن را برداشت و خورد و همین طور ، هر صد قدم که می رفتند پدر یک دانه گیلاس به زمین می انداخت و پسر بر می داشت تا گیلاسها تمام شد و به آب رسیدند و زیر درختی نشستند . پدر گفت : یادت هست که گفتم نعل را بردار و گفتی به زحمتش نمی ارزد ؟
پسر گفت : یادم هست . پدر گفت : دیدی که من آنرا برداشتم و با پول آن گیلاس خریدم ؟ پسر گفت : دیدم .
پدر گفت : من این گیلاس را برای تو خریدم اما یکجا به تو ندادم تا این مطلب را بفهمی .
گیلاسها ۳۷ دانه بود و تو یکبار به خود زحمت ندادی که آن نعل را از زمین برداری اما ۳۷ بار به خودت زحمت دادی و دانه دانه گیلاسها را برداشتی و دیدی که نعل پاره که در نظر تو خردو بی مقدار بود ، چگونه برای رفع تشنگی بکار آمد ، پس همیشه به یاد داشته باش که هر چیز که خوار آید ، روزی بکار آید .
منبع:shamimm.ir

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین اخبار

تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب
advanced-floating-content-close-btn